قبل تر ها وقتی از من می پرسیدند تحت نظر کدام دکتر زنان هستی؟
می گفتم هیچ کس....شاید آن موقع ها که بیست و سه سالم بود و خیلی در قم پزشکی را نمی شناختم و از طرفی دکترهایی را هم که رفته بودم، اصلا راضی نبودم.
وقتی با کلی زحمت و هزینه ای که به سختی از پسش بر آمده بودم و می رفتم مطب که به اصطلاح" وقت" بگذارند برایم تا حداقل دغدغههایم کم شود!! اما دکتر زنان هایی که می رفتم و از قضا معروف هم بودند، چه می کردند؟! هیچ!!
مامایی معاینه می کرد و دکتر فقط در حد یک دقیقه می گفت چه مشکلی داری!!!!
آن هم وقتی چهار پنج نفر را صدا زده بود و کنار صندلی من نشسته بودند و همزمان کارهای دیگری را هم می کرد!!!
این بود آن همه وقت گذاشتن و ساعت ها نشستن در مطب و منتظر ماندن و چه شد ؟!
با حالی خسته و بعضا با دل شکسته و نسخه ای تکراری که رونوشته ای بود که خیلی وقت ها بدرد هم نمیخورد! چون برای همه همین بود.
تنها پزشک زنانی که واقعا بی نظیر بود در همه چیز، از گوش کردن و پرسیدن و وقت گذاشتن و حتی دلداری دادن وقتی همه گفته بودند باید سقط کنی چندین سال پیش پیرمردی بود با همه سن داری اش، چندین کتاب قطور همیشه روی میزش بود.
اهل مقالات جدید و به روز کردن علمش بود.
کسی که با یک نسخه دقیقا مشکلت حل میشد.
اما پزشکان زنانی که من در طول این چندین سال برخورد داشتم، فقط رونوشت می کنند و کار دیگری نه.
حتی این بار وقتی به خودم گفتم بروم به اصطلاح پیش یک متخصص که شاید لازم باشد....و زمانی که گفتم نمیتوانم قرص آهن بخورم؛
گفت : پس تا حالا چکار می کردی!؟با یک حالت تمسخر، (انگار از خط بردگی بیرون رفته باشم!!)
و من گفتم با طبیعت و پسته و....و هم دکتر و هم مامای سر سپرده اش
قاه قاه زدند زیر خنده و به هم می گفتند،پسته می خورد!!!
حالم با عرض معذرت از برخی پزشکان،از هرچه پزشک زنان است به هم خورد...
واقعا وقتی چشم هایم از حدقه می خواهد بیرون بزند و سرم از شدت درد بترکد، باز هم قرص بخورم؟
چه قدر آدم باید کار اشتباهی را تکرار کند تا بفمهد برایش نه تنها فایده ندارد بلکه اسیب هم می زند!
آن وقت باید تو که طبیب من هستی به حال من فکری بکنی نه اینکه مسخره ام بکنی! اسم خودت را گذاشتی طبیب؟
دلم خیلی گرفت آن شب و کلی گریه کردم، من با آن حالم رفته بودم که مثلا بهتر شوم، چه شد....
از نظر من علمی که در یک کوزه بماند، می گندد و نتیجه اش همین است.
بعد جان عزیز مان را می گذاریم دربست در اختیار این پزشک نما ها...
وقتی قدر خودمان را ندانیم واعتماد بیش از اندازه داریم به طبی که خیلی هم دردی از ما دوا نمی کند....این می شود....