مدت ها بود زیر ظرفشویی از لوله ها آب تمیز چکه می کرد....

نمی دانستم از کجاست...

یا راه حلش چیست....

فقط کاسه زیرش را که پر می شد....خالی می کردم توی سینک....

این مشکل مدت ها من را اذیت می کرد...

گاهی غر....گاهی خواهش....

تا اینکه مشکل با خریدن یک چسب کوچک ضد آب که حتی اسمش را هم نمیدانم....حل شد...

این قدر راحت از لیست مشکلات خط خورد که باور نمی کردم!!!

به کاسه زیر لوله ها که خشک بود نگاه می کردم و می گفتم...

اگر این قدر راه حلش ساده بود....ارزان هم بود...پس چرا این قدر طول کشید؟!

با خودم گفتم...خیلی از مشکلات به ظاهر مشکل...همین طور هستند...

ما قصد نداریم واقعا به آن مشکل فکر کنیم و برایش راه حل پیدا کنیم....

ما فقط تا آنجا که می توانیم....همه چیز را سخت و بزرگ می‌کنیم...

بعد هم می گذاریمش کنار....مدت ها خودمان را ازار می‌دهیم...

کاش از همه چیز کوه نسازیم....

کاش به همین صدای جلز و ولز سرخ شدن سیب زمینی ها....توی ماهیتابه دل خوش باشیم....

فردا خوب خواهد شد....حتی اگر سخت باشد...