به کجا چنین شتابان
دو ساعتی بود که روی صندلی های، نافرم مطب دکتر پوست نشسته بودیم.
کمرم حسابی درد گرفته بود.
اما چیزی که این دو ساعت حسابی برایم جالب بود، این بود که ملت چه قدر مبالغ بالای یک و نیم به بالای فراوان...مثل پول خرد...کارت به کارت می کنند.
تازه از کارت خوان هم استفاده نمی کنند!!
آن هم فقط ژل و ....هزار تا الکی بازار ساختگی....بکش...خوشگلم کن...
باورم نمی شد...ما که برای مشکل پوست رفته بودیم....
غریب هشتاد درصد برای زیبایی...
که اصلا هم به نظرم زیبا شدن نیست و به قول استاد عزیزم
ثبت زشتی ها در نهاد بانوی ایرانی است...هر تغییر و دست کاری...
یک حفره در نهاد نا خوداگاه و تثبیت اینکه یک زشتی به زشتی هایت اضافه شد....
و چیز جالب تر اینکه من که دست به صورتم نبردم...و حتی خال های روی صورتم را از بین نبردم...برای دکتر هم تازگی داشت!
من خودم را هم طور دوست دارم...
برایم اصلا مهم نیست...نظر کسی....
اصلا این پول ها خوردن ندارد...
اگر دکتر واقعا طبیب باشد...
خودش می گوید نکن...لازم نیست...
عده ای پزشک سود جو هستند که دارند بانوی با ارزش ایرانی را
به نا کجا آباد می برند و بعد تبلیغات دروغین....
درمرحله آخر ...خود شخص و همسر و خانواده آن شخص....
که تایید می کنند برو ....
همان طور که هستی زیبایی....
خودت را دوست داشته باش....