عاشق شو...
بار اولی که بعد از بله گفتن...رفتیم حرم آقا...
توی حرم...قرآن کریم...را که باز کردم، این آیات :
"آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند:
ما به خدا ایمان آوردیم
رهاشان کنند و بر این دعوی هیچ امتحانشان نکنند؟"
سوره مبارکه عنکبوت. آیه ۲
خیلی تکان دهنده بود.. فکر کنی در یک خانواده مسلمان به دنیا آمده ای...نماز میخوانی و روزه می گیری...پس مسلمان خوبی هستی!
نه این طور نیست...
باید تک به تک اعتقادات را در برگه امتحانی خداوند عزیز...قبول شوی!
امتحان می شوی و بعد ببین که مسلمان ماندی و هستی یا نه!
اینجا زمین است...
پر از اتفاقات عجیب...پر از بلا....پر از انسان های دیگری که با آنها زندگی می کنی...
در تنهایی هم اگر بودی...باز باید خودت را نشان بدهی..
حالا که با همه هستی...
باید به وقت اینکه می گویند "صبر" ...پس صبوری خودت را در مصیبت ها نشان بدهی...
به وقت اینکه خشمت غلیان کرده...صبور باشی و حرف ناشایست نزنی و دلی را نشکانی...
به دلیل علاقه ات به یک چیز..به یک موجود...همه را زیر پایت له نکنی...
چون خودت را مالک آن چیز می دانی...چه اشتباه...
تو مالک خودت هم نیستی....
همه چیز این دنیا امانت پروردگار است...
دوست داشته باشی...اما وابسته نه...
خودش می دهد...
اگر صبر نکردی....منتظر باش...که صبر را نشانت خواهند داد...
همه سرو بدن برهنه کردند...خوب بکنند...تک به تک از تار موهایشان آویخته خواهند شد...
تو می دانی که در آئین مسلمانی...باید تاج برسرت بگذاری...
باید نشان بدهی ملکه واقعی کیست...
تو که زیباییت و تمام جذابیتت برای کسی جز ، آن کسی که او گفته...هست، و نه افراد بی ربط و کوچه و خیابان....
خداوند حقیری ات را نخواسته....نخواسته که، همه ثروتت را برای حراج بگذاری...
توی بانو و یا آقا ثروتمندی...
ثروت زیبایی...سلامتی...
آن تکه های طلایی پشت ویترین که روزی هم برای تبدیل شدن، سیاه
می شوند... و در مغازه شان هم دزدگیر دارد...ثروت با ارزشی نیست....
توی انسان با ارزش تری....
توی بانو....
باید محک بخوری...باید رشد کنی...تلاش کنی....
انسان که همین طور ساده...به مقام انسانیت و جانشینی پرودگارش نخواهد رسید....
راه این است...همه بندگانی که صبح و شام در راه عبودیت و بندگی خدا تلاش می کنند...را دوست داشته باش....
حرف هم از ملیت...رنگ پوست...و زبان نیست...
همه برادران و خوهران مسلمان...