شاید این روزها بزرگترین شکر من این است که در قم زندگی می‌کنم...

در شهری که مسلمانان پای بند دینشان هستند...

دینی که هرگز به زنان و مردان اجازه نداده است، که بدون حجاب باشند...

با افتخار روسری و چادر عبایی گشادم را بر سرم می کنم...

اما بی خبر از شهر های دیگر نیستم...

از اینکه می شنوم و می بینم که زنان مسلمانی هستند که، نه تنها به وظیفه شرعی و دینی خود عمل نمی کنند، بلکه به دیگر زنان با حجاب هم صدمه می زنند و بی احترامی می کنند...

اینها را باید گفت: آیا مسلمان هستید یا نه؟

اگر مسلمانید باید که دین خود را گرامی بدارید و پیروی از دستور خدا و پیغمبرش کنید...

اگر هم نیستید وظیفه دارید به قانون این کشور پر قدرت عمل کنید...

دیر یا زود همه پی می برند و آن کسانی که جو زده شدند، آبرویی برایشان نمی ماند..

پ.ن خیلی از این دخترانی که الان وضعیت پوششان نامناسب است نه تقصیر خودشان و نه جامعه است. بلکه وقتی کوچک بودند و همه به مادرشان می‌گفتند بچه است چکارش داری!روسری سرش نکن !

نفهمید که دارد چه دشمنی د ر حق دخترش می کند...

نفهمید که دختر بزرگ شد... اندازه مادرش شد ...و فکر کردند بچه است و دیگر خیلی دیر شده بود...دیگر هیچ حرفی را قبول نمی‌کرد چون دوستان و افراد خراب جامعه به جای گزینه درست، به او حرف نادرست را قبولانده بودند...

مقصری... مادری... که موهای زیبای دخترت را شانه زدی و از نامحرم نپوشاندی از همان کوچکی...

که بداند گوهر وجودی اش را این طور حراج نکند و بداند با حجاب چه قدر شرف دارد در نزد خدا.